سفارش تبلیغ
صبا ویژن
تیز فهمی و پرخوری گرد هم نیایند . [امام علی علیه السلام]
مشخصات مدیروبلاگ
 
farshid[314]

خبر مایه
بایگانی وبلاگ
 
خرداد 93[16]
پیوند دوستان
 
عارفانه های یک دوست افـــــســ❤ــونگـــ❤ــر بلوچستان شب های عاشقانه و بارانی... دخترک خنده رو :) لحظه های آبی( دلسروده های فضل ا... قاسمی) داروخانه دکتر سلیمی گلبانگ سربلندی جــــــــــــالب ...عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست عاشقانه ای برای عشقــــــــــم اسپایکا قیدار شهر جد پیامبراسلام واجب فراموش شده ایران ابرقدرت فاتح پیام حشمتی معرفی کتب حجة الاسلام نظری (کتاب کار صَرف، قرائت نماز، روخوانی) جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی وبلاگ شخصی حامد ذوالفقاری نگاهی نو به مشاوره غزلستان عاشقی مشاور دختران حوا گل باغ آشنایی پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ... ... دوراهک دلدارا جوک بی ادبی SiGaR..TaLkH صراط مستقیم سکوت ابدی هم رنگــــ ِ خـــیـــآل ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی وبلاگ بایدهلو باشد مقبلی جیرفتی وبلاگ پایگاه امام حسین (ع) شهرستان البرز دنیای فرشته ها farzad almasi شعر و ادب هفت آسمان نگین شهدای قائم شهر وبلاگ تخصصی شهدای مسجد ابوالفضل ع پل سه تیر **سکوت صعود تنهایی من** گیسو کمند بانوی پایتخت ارمغان تنهایی سلام آقاجان - خرید و فروش محصولات کشاورزی و عطاری ها دلتنگ احساس تو محمدمبین احسانی نیا ستاره سهیل یار امام زمان (عج) بلور نازک احساس *bad boy* تنها ایرانیان نون و ریحون توهمدردی یا همدردی؟؟؟؟ خاطرات و دل نوشته های دو عاشق چون میگذرد غمی نیست غزل عشق رازهای موفقیت زندگی زندگی رسم خوشایندیست The best of the best گل رازقی .•°♥°•دنیای شیرین من•°♥°•. یام‍ــــــــــــــــه‍ـــــــد ـــی دفتر تقدیر قدرت کلمات پسران علوی - دختران فاطمی تعمیرات تخصصی پرینترهای لیزری رنگی ومشکی وفکس وشارژکارتریج درمحل نت سرای الماس عمو همه چی دان Tarranome Ziba پاتوق دختر و پسرای ایرونی وبلاگ رسمی محسن نصیری(هامون)(شاعر و نویسنده) وبلاگ رسمی محمدرضاجوادیان عکسهای سریال افسانه دونگ یی ܓ✿ دنـیــــاﮮ مـــــــن دانلود کتاب ، دانلود موزیک ، دانلود فول آلبوم و کتابخانه نوشته های دختر تنها و ساده و عاشق ســـــــــرزمـــــــیـــن آهــــــن آبسردکن جهنم عکس-های-جدید-از-سریال-سرزمین-آهن ندای تربیت همدلی از هم زبانی بهتر است دوستانه تینا!!!! ...دیگه حسی نمونده سکوت(فریاد) یه دوره همیه دوستانه خیارج سرای من است شیروخورشید mehrabani نــــســــــــــــــیـــــم بــــــــــــــــــارانــــــــــــ •.♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥.• عمو همه چی دان جوک بی ادبی ، جوک بی تربیتی عکس ، مدل لباس جدید Biology Home its always a good time Morteza Qasemi:Violinist منتظران مهدی(عج) °°FoReVEr•• مثبت گرا زنگ تفریح دهکده کوچک ما کـ ـهـ ـکـ ـشـ ـان سماتکــــــــه out of world خلوتگه راز عرفان وادب عشق صفا صمیمیت محبت خدای عشق و خنده قرار عاشقی یه دست صدا نداره ツ امام زمان جوان امروزی السلام علیک یا فاطمه الزهراء (س) غایب به رنگ نیلی بـــــــلوک7 هیئت علی قاسمی احساس رویایی رادیـو پـارسـی بـلاگ دخی خــــــــاص... کلبه Mister-X ______ AHMAD FOROGHI _________ GT...LL بشنو این نی چون حکایت می کند ღ خانــوُوُم مهـــندس ، آقـــاے دکـــتر ღ خــــــــــــــــاطــــــــــــره هـــا m.n-koshk مهاجر ... و همچنین گزیده ای از اشعار پسانیمایی جزتو
ساختار قدرت در ایل بختیاری
واژه ایل در فرهنگ فارسی به معانی متفاوتی ذکر شده است که از آن جمله می‏توان معانی مردمان، قوم و جماعت14 و دوست، موافق و رام15 را نام برد. برخی از محققان در پژوهش‏های خود درباره ایل بختیاری، ایل را اصطلاحی ترکی ـ فارسی ذکر کرده‏اند که به تمامی اتحادیه بختیاری، اعم از چهارلنگ و هفت‏لنگ اطلاق می‏شده است. به نظر می‏رسد گستردگی معانی و مصادیق واژه ایل، باعث شده تا از این واژه در اشکال و معانی گاه بسیار گسترده و گاه محدود استفاده شود؛ به گونه‏ای که ایل را به معنای متابعت و رعیتی هم ذکر کرده‏اند که ریشه ترکی ـ مغولی دارد. 16
 
اما به طور کلی، واژه ایل به گروه‏هایی از مردم یکجانشین و چادرنشین بختیاری اطلاق می‏شود که در بین ارتفاعات سر به فلک کشیده با دره‏های عمیق و دشت‏های کم‏ارتفاع بین اصفهان، فارس و خوزستان سکنی داشته و رسم ییلاق و قشلاق خود را به تناوب انجام می‏دهند.
 
وجود کوه‏ها و دره‏ها مانع از شکل‏گیری زندگی دسته‏جمعی بوده است. بنابراین گروه‏های کوچکی از افراد چادرنشین به دلیل عوارض طبیعی از یکدیگر جدا مانده و در یک جا مستقر شدند و به مرور زمان به سوی ایجاد تشکل و واحدی سیاسی، اجتماعی و پذیرش تقسیم‏بندی‏های آن قدم برداشتند و در این راه تا جایی پیش رفتند که به همه آنها، ایل یا اتحادیه (کنفدراسیون) بختیاری گفته شد که در رأس آن یک ایلخان قرار داشت. در این نظام ایلی، مهم‏ترین گروه‏ها را خانواده‏ها تشکیل می‏دادند و هم اینان بودند که نقش مهمی در اتحادیه و همبستگی طوایف و جنگ و ستیزهای محلی برعهده داشتند. 17 سازمان ایل، از نوع سازمان پدرسالاری و پدرتباری مبتنی بر ملکداری و زمینداری برخی از افراد بود.
 
این گروه‏های کوچک در چند دهه آخر سده نوزدهم، هر یک در تمام یا قسمتی از قلمرو خود دارای رئیس یا خان بودند که در دو شاخه هفت‏لنگ و چهارلنگ متمرکز شده و به تدریج از اواسط سده نوزدهم به بعد، با تلاش خوانین بزرگ با عنوان ایلخان، قدم در راه ایجاد یک کنفدراسیون یا اتحادیه برداشتند که از آن زمان تا چند دهه آغاز سده بیستم نزدیک به سال‏های مقارن ایام سلطنت رضاشاه پهلوی ادامه یافت. 18
 
این گروه‏ها و طوایف پراکنده در اثر مساعی و اقدامات محمدتقی خان کنورسی چهارلنگ و حسینقلی‏خان زراسوند هفت لنگ با هم متحد شده و تقریبا نوعی حکومت ملوک‏الطوایفی را که در رأس آن ایلخان یا خان بزرگ قرار داشت، پذیرا گشتند. 19 در رأس این اتحادیه، ایلخان به عنوان نفر اول و ایل‏بیگ به عنوان نفر دوم قرار داشتند. این در حالی بود که ابتدا به جای کلمه «خان» از کلمه «آقا» یا «آ» در بین بختیاری‏ها استفاده می‏شد و به تدریج عنوان «خان» رواج یافت. بدین‏ترتیب افرادی با عنوان «خان» در رأس مجموعه طوایفی همچون چهارلنگ یا هفت‏لنگ قرار گرفتند. 20 آخرین قدم، ایجاد اتحاد بین دو شاخه هفت‏لنگ و چهارلنگ بود که ابتدا توسط محمدتقی‏خان و سپس توسط حسینقلی‏خان برداشته شد. حکومت مرکزی نیز از اواسط سده نوزدهم به بعد از سال 1861م و اوایل سده سیزدهم قمری با اعطای القاب ایلخانی و ایل‏بیگی، به این روند حالت رسمی و قانونی بخشید و بر آن صحه گذاشت. 21
 
در دوره قدرت حسینقلی‏خان، علاوه بر مقام ایلخانی و ایل‏بیگی، مقام سومی نیز در نظر گرفته شد که آن، مقام حاکم چهارمحال بود و از آن پس، علاوه بر مقام ایلخانی و ایل‏بیگی، مقام حاکم چهارمحال نیز وجود داشت. این روند تا هنگام قتل حسینقلی‏خان ادامه یافت؛ ولی پس از مرگ وی، بازماندگانش بر سر تصاحب قدرت به رقابت پرداختند و با عقد قرارداد 1894م/ 1312ق، تصدی مقامات مورد بحث در انحصار خاندان ایلخانی و حاجی ایلخانی قرار گرفت.
 
در درون این اتحادیه، یک ارتباط زنجیره‏ای بین ایلخانی و خوانین بزرگ‏تر و کوچک‏تر و کلانتران و کدخدایان وجود داشت. این ارتباط ایلخان را قادر می‏ساخت که فرامین خود را به مرحله اجرا درآورد. بنابراین، به تدریج نوعی دیوان‏سالاری ابتدایی به وجود آمد که در آن تعدادی مستوفی و منشی به امور مربوط به ایلخانی رسیدگی می‏کردند. 22
 
البته در کنار این زنجیره ارتباطی پسران، برادران و عموها به عنوان عامل اجرایی ایلخان را در انجام امور یاری داده و از وی اطاعت می‏کردند. اما چون این افراد از خاندان ایلخان برخاسته بودند، در بعضی موارد علیه او مخالفت‏هایی نیز می‏کردند تا شاید بتوانند مقام و جایگاه وی را به دست آورند. 23 به هر روی، ایلخان یا رئیس اتحادیه به ندرت از پشتیبانی همه طوایف برخوردار بود و برخی از خوانین یا رؤسای طوایف سعی می‏کردند در مواقع مختلف به ویژه هنگام جمع‏آوری مالیات موانعی بر سر راه او ایجاد کنند. 24 مقام ایلخانی ممکن بود پس از مرگش، به جای پسر بلافصل او، به برادر، عمو یا دیگری برسد. 25
 
درباره ساختار سیاسی اجتماعی و تقسیمات فرعی مربوط به آن در ایل بختیاری، ضمن وجود اشتراک کلی در دیدگاه‏های محققان و نویسندگان داخلی و خارجی، اختلافاتی نیز وجود دارد. ولی به طور کلی با نگاهی به مطالب ذکر شده در منابع، بیشتر آنها ساختار سیاسی و اجتماعی ایل بختیاری را چنین ذکر کرده‏اند:
 
ایلخان ایل بختیاری
خان شاخه هفت‏لنگ‏ها: شامل (هفت طایفه) و چهارلنگ شامل (چهار طایفه)
کلانتر طایفه دورکی: حاصل اختلاط چند تیره
کدخدا تیره زراسوند: حاصل اختلاط چند تش
ریش سفید تش اولاد تشمال: مرکب از سه تا دوازده چادر
                 خانواده             : شامل زن و شوهر و فرزندان و اقوام نزدیک
از واحدی به نام کربو که بزرگ‏تر از خانواده هست نیز نام برده شده است. 26   
 
قدرت خان در ایل به طور عمده از دو جا سرچشمه می‏گرفت: اول، طوایف و عشایری که خان بر آنها سروری داشت. دوم، مقدار اراضی و زمین‏هایی که جزو املاک وی بود. 27 علاوه بر این، دستمایه یک خان برای پیشرفت، هویت خانوادگی او نیز بود؛ به طوری که بیشتر خوانینی که مادرانشان عنوان بی‏بی داشتند از پشتیبانی خانواده، تیره و سایر قدرت‏های محلی برخوردار بودند. 28 هرچه میزان تجربه، لیاقت و کفایت خان زیادتر و پشتیبانی طایفه و قبیله از او بیشتر بود، جایگاهش نیز والاتر و موقعیت او مستحکم‏تر می‏شد.
 
قدرت خوانین در ارتباط با دولت مرکزی در وضعیت ویژه‏ای قرار داشت؛ زیرا از یک سو هرگاه دولت مرکزی ضعیف بود و قدرت کنترل و نظارت نداشت، خوانین فرصت بیشتری داشتند تا حیطه قدرت و نفوذ خود را گسترش دهند و از سوی دیگر، میزان پشتیبانی و تأیید دولت مرکزی، به ویژه یک دولت مرکزی قوی از هر یک از خوانین، در تثبیت و اعمال قدرت آنها تأثیر می‏گذاشت. اگر دولت مرکزی از خانی پشتیبانی می‏کرد، او توانایی بیشتری برای اعمال قدرت و نفوذ پیدا می‏کرد. البته اگر میزان پیشکشی تقدیمی و اطاعت خان از دولت مرکزی بیشتر بود، پشتیبانی دولت مرکزی نیز افزایش می‏یافت. 29 گاهی اوقات نیز دولت مرکزی، خان حاکم را عزل و مقام او را به خان دیگر یا رقیب او واگذار می‏کرد. 30
 
خوانین برای بقا و استحکام قدرت و ازدیاد ثروت خود، غیر از پشتیبانی طوایف محدوده قلمروشان، به حمایت طوایف خارج از قلمرو بختیاری نیز احتیاج داشتند و برای کسب چنین حمایتی به وصلت و ایجاد پیوندهای سببی با طوایف همجوار خود می‏پرداختند. این امر، اهرم قدرتی برای خان بختیاری به شمار می‏رفت. پس از مشروطیت و فتح تهران خوانین تلاش کردند که به تدریج این‏گونه ازدواج‏ها را در سطح خانواده‏های متعدد در ایران گسترش دهند. 31
 
بعضی طوایف ممکن بود به عللی پشتیبانی خود را از خان سلب کرده و حتی به اردوگاه خان رقیب وی بپیوندند و یا با خان دیگری اعلام همبستگی کنند. 32 دلیل این اقدام این بود که خوانین برای پیشبرد اهداف خود به حمایت گروه‏ها، طوایف و اشخاص متکی بودند و هرچند قدرت خوانین، استبدادی و نامحدود به نظر می‏آمد، اما همین احتیاج به جلب و حفظ وفاداری و پشتیبانی طوایف و عشایر باعث ایجاد محدودیت در میزان تعدی، زورگویی و اخاذی خوانین می‏شد. 33
 
خوانین به طور عمده در بین افراد طایف و ایل وظایف اجرایی را بر عهده داشتند. محدوده اختیارات و وظایفی که برای یک خان به ویژه در مقام ایلخانی ذکر شده، عبارتند از:
 
1. جمع‏آوری مالیات
2. رفع اختلاف و مشکلات محلی در ارتباط با زمین، مراتع و ...
3. ایجاد هماهنگی در کوچ
4. واگذاری چراگاه‏ها و تعیین محدوده استفاده از مراتع
5. جلوگیری از شیوع و گسترش اختلافات داخلی و پرهیز از آن
6. جلوگیری از تجاوز به مراتع دیگر
7. کاهش تنش و درگیری با اجتماعات ایلی دیگر
8. جمع‏آوری نیروی نظامی و دفاع از محدوده قلمرو خود یا فراهم کردن نیروی نظامی برای مقاصد تعیین شده از سوی دولت مرکزی
9. مجازات مجرمان و متخلفان
 

علاوه بر اختیارات فوق، انتصاب کلانتر و کدخدا، تشویق طوایف با واگذاری مراتع و پس گرفتن آن به عنوان مجازات، صدور اجازه برای خرید و فروش اراضی، از جمله اختیارات خان ذکر شده است. 34 وظایف خان را در غیاب او ممکن بود همسرش که عنوان بی‏بی داشت، انجام دهد.